منِ خسته چون ندارم، نفسی قرار بی‌تو.

منِ خسته چون ندارم، نفسی قرار بی‌تو.
به کدام دل، صبوری، کنم ای نگار بی‌تو؟

رهِ صبر چون گزینم، منِ دل به بادداده؟
که به هیچ وجه جانم، نکند قرار بی‌تو..

#سعدی
دیدگاه ها (۳)

کار چشمانت، فقط این است بی شک، دلبری.هر کجا دل را بخواهی،هرک...

نه باغ، نه بستان، نه چمن میخواهم.....نه سرو، نه گل، نه یاسمن...

دل زlیان جان ودل قصد هوات می‌کند.جان به امید وصل تو عزم وفات...

دوش درخواب لب نـوش تورابوسیدم. خواب ما بِه بُوَد ، از عالم ب...

برسان سلام مارا به رفوگران هجران"که دل زمانه بی تو غم بیشمار...

https://wisgoon.com/maryam-777https://wisgoon.com/azin_164ht...

خسته از گزارش های الکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط