امروز با ﺑﺎﺑﺎﻡ دعوام شد |: برگشت گفت من هم سن تو بودم یه

امروز با ﺑﺎﺑﺎﻡ دعوام شد |: برگشت گفت من هم سن تو بودم یه بچه داشتم :[ منم برگشتم گفتم منم میتونم !! ولی به فکر آبروتونم o__O الان سر کوچه نشستم خیلی سرده
دیدگاه ها (۱)

آخر وقت بود دیگه نزدیکای برگشت به خونه ، قندم افتاده بود به ...

چه رفته بودم مثل همیشه تو حیاطمون دیدم یه مرده داره وروور نگ...

وقتی درسش بد بودو ..

یه بار وقتی خیلی کوچیک بودم داشتم با پسرا فوتبال باری میکردم...

وقتی درسش بد بودو..

بچه ها خیلی رندوم اینجوری بودم پاشم تام و جری ببینم🤣حالا اون...

بیشتر گل و گیاه بلدم تا چیزای دیگه

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط