رویای من
رویای من
رویای من پارت 12
-خوابید
×کی
-(اشاره به ویینگ)
×لانگوانجی میشه یه چند دقیقه بیای کنار بلندش کنم بذارم رو تخت راحت بخوابه
-نه خودم میکنم(غیرتی شد بچم)(حرص)
×نه به زحمت میفتی خودم میکنم (غیرتش رو برادرش رفت بالا)(حرص)
-نه کاره خودمه(براید بلندش کرد ویینگ رو)
داشتیم بحث میکردیم سر ویینگ که بیدار شد
+چی شده(خابالو)
-هیچی
+و... وایسا ببینم چرا من تو بغل لان جانم؟(سرخ)
×داشتیم بحث میکردیم که کی بلندت کنه بزاره رو تخت
+اینهمه اوم غیرت دارین
وقتی ویینگ اینجوری میخنده قند تو دلم اب میشه وقتی لبخند میزنه قلبم میلرزه(بچه قلبتو دزدیدننننن یه دزد خوشگل هم اونو دزدیدهههه)
×نه اصلا اینطور نیست به عنوان برادرت غیرتم رفت بالا
+پس لان جانم به عنوان دوست صمیمیم غیرتی شد
الان طرف منو گرفت؟(نه پس طرف منو گرفت)
×باشه باشه تسلیم عااا راستی من یه کاری دارم باید برم لان شیچن هم با خودم میبرم
٪چرا من(اروم)
×بابا بزار تنها باشن(اروم)
اها
٪عاا اره منم باید برم با جیانگ چنگ
"رفتن
+این دوتا نصفه شبی کجا میخوان برن
-نمیدونم
+..... لان جان
-هوم
+تو نمیخوای بری هتل استراحت کنی یا لباساتو عوض کنی یا مثل اون دوتا بری بیرون
-نه نمیرم اگه برم تنها میمونی و اگه بخوام بخوابم روی مبل کنار تخت میخوابم
+(زیر لب)(من همیشه تنهام) نه.... خب اره تنها میشم اما اگه کاری......
-نه کاری ندارم اگه میخوای برم
+اشتباه برداشت نکن لان جان، هرجور راحتی
-پس می مونم
+ا.. اما کمرت داغون میشه (نگران)
-نمیشه تو نگران نباش
از زبان ویینگ
لان جان پتو و بالشت رو برداشت و رفت روی مبل دراز کشید و چشاشو بست مطمئن بودم راحت نیست و وقتی صبح پا شد قراره کمر درد بگیره
+لان جان
-هوم
+ب.......
رویای من پارت 12
-خوابید
×کی
-(اشاره به ویینگ)
×لانگوانجی میشه یه چند دقیقه بیای کنار بلندش کنم بذارم رو تخت راحت بخوابه
-نه خودم میکنم(غیرتی شد بچم)(حرص)
×نه به زحمت میفتی خودم میکنم (غیرتش رو برادرش رفت بالا)(حرص)
-نه کاره خودمه(براید بلندش کرد ویینگ رو)
داشتیم بحث میکردیم سر ویینگ که بیدار شد
+چی شده(خابالو)
-هیچی
+و... وایسا ببینم چرا من تو بغل لان جانم؟(سرخ)
×داشتیم بحث میکردیم که کی بلندت کنه بزاره رو تخت
+اینهمه اوم غیرت دارین
وقتی ویینگ اینجوری میخنده قند تو دلم اب میشه وقتی لبخند میزنه قلبم میلرزه(بچه قلبتو دزدیدننننن یه دزد خوشگل هم اونو دزدیدهههه)
×نه اصلا اینطور نیست به عنوان برادرت غیرتم رفت بالا
+پس لان جانم به عنوان دوست صمیمیم غیرتی شد
الان طرف منو گرفت؟(نه پس طرف منو گرفت)
×باشه باشه تسلیم عااا راستی من یه کاری دارم باید برم لان شیچن هم با خودم میبرم
٪چرا من(اروم)
×بابا بزار تنها باشن(اروم)
اها
٪عاا اره منم باید برم با جیانگ چنگ
"رفتن
+این دوتا نصفه شبی کجا میخوان برن
-نمیدونم
+..... لان جان
-هوم
+تو نمیخوای بری هتل استراحت کنی یا لباساتو عوض کنی یا مثل اون دوتا بری بیرون
-نه نمیرم اگه برم تنها میمونی و اگه بخوام بخوابم روی مبل کنار تخت میخوابم
+(زیر لب)(من همیشه تنهام) نه.... خب اره تنها میشم اما اگه کاری......
-نه کاری ندارم اگه میخوای برم
+اشتباه برداشت نکن لان جان، هرجور راحتی
-پس می مونم
+ا.. اما کمرت داغون میشه (نگران)
-نمیشه تو نگران نباش
از زبان ویینگ
لان جان پتو و بالشت رو برداشت و رفت روی مبل دراز کشید و چشاشو بست مطمئن بودم راحت نیست و وقتی صبح پا شد قراره کمر درد بگیره
+لان جان
-هوم
+ب.......
- ۲.۹k
- ۱۰ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط