دیر کردی کم کَمَک پاییز دارد می شود

دیر کردی کم کَمَک پاییز دارد می شود

کاسه ی صبرم دگر لبریز دارد می شود

خش خشِ برگِ درختان زیر پایِ عاشقان

جای جایِ شهر غم،انگیز دارد می شود

صبر ایوبی ندارم تا نشینم انتظار

سد چشمانم خدا سرریز دارد می شود

هر گلی دیدی به پایش آب پاشیدی و من

هی نصیبم یک گلِ جالیز دارد می شود

غصه یک سو لشکرِ غم سوی دیگر آمده

این نبودت جان من چنگیز دارد می شود
سرگشته
دیدگاه ها (۱)

دیر کردی کم کَمَک پاییز دارد می شودکاسه ی صبرم دگر لبریز دار...

آی مردم، های هر معشوقه ای چنگیز هستبا دو رویی با جفا هم می ک...

💔♥😢♥ودای آخر😭💔🏹

گاه شبها می نشینم در کنار پنجرهمی گشایم در بسوی کوچه ی صد خا...

شقایق گفت، با خندهنه بیمارم، نه تب دارم اگر سرخ ام چونان آتش...

شقایق گفت، با خندهنه بیمارم، نه تب دارم اگر سرخ ام چونان آتش...

شقایق گفت، با خندهنه بیمارم، نه تب دارم اگر سرخ ام چونان آتش...

آن زمان، آنچنان مرا درگیر کرده بودی که با فکرت از هرچه کار د...

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارماگر سرخم چنان آتش حدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط