همیشه آخرِ قصه یکی راهی شده رفته

همیشه آخرِ قصه یکی راهی شده رفته
یکی مبهوته و یادِ روزای رفته می اُفته
نه اونکه می ره می خواد، نه اینکه مونده می خنده
شاید این جوری قسمت بود، چی میشه بی تو آینده
چی میشه بی تو روزایی که هر لحظَش یه دنیا بود
نمیشه بی تو خندید و نمیشه فکر فردا بود
تمومه لحظه هام خواب و خیال با تو بودن شد
چه روزایی که پژمرد و چه رویایی که پرپر شد
یه عمره با خودم تنها، ولی سخت میشه عادت کرد
نمیشه رفته باشی تو، نمیشه اینو باور کرد
خیابونای تاریک و یه از خود بی خود شبگرد
یه مشت رویایی تو خالی، همه دل تنگِتَن برگرد
دیدگاه ها (۵۵)

بعضی آدما رو نمیشه فقط دوست داشت…باید نشست و تماشاشون کرد،از...

اینجوری هم نیست که یعدفه فراموشش کنی،مثلا اولش روزی سی بار ب...

بادشکن p12ساکورا با لگد ۲ تاشون رو مینداخت روی کی دیگه و با...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

True Love①③دو ماه از شروع رابطه‌مون گذشته بود. تو این دو ماه...

the lost leaves/رمان جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط