در حسرت دیدار تو دل میسپارم

در حسرت دیدار تو دل میسپارم
آنقدر که شب تا به سحر،گاه شمارم

ای دلبر دیوانه مَبَر،جور به کارم
من در دو جهان غیر تو دلخواه ندارم

دیوانه ای از بند خود آزادمو
گه در غم و اندوهمو،گه شادمو

چون بیدِ به رقص آمده در بادمو
چشمان پریشان تو بُردست قرارم

من در دو جهان غیر تو دلخواه ندارم

ای دلبر سر مست نظر باز من
ای عشق من،احساس من ای راز من

ای نغمه ی مستانه ی در ساز من
آهنگ تو پیچیده در آوازِ دو تارم .....
دیدگاه ها (۲)

میروم درخلوت دل صحبتی دیگر کنمصحبت ازاین روزگارِ بی در و پیک...

آن درد ندارم که طبیبان داننددردیست محبت که حبیبان دانندما را...

مانده ام تا چه کنم اینهمه تنهایی رایا تو بی من چه کنی آنهمه ...

کجاست دختر پاییز، باغ کودکی اتکلاه پوپکـی و سینـه ریــز میخ...

در حسرت دیدار تو آنقدر خمارمآنقدر که شب تا به سحر،گاه شمارما...

دیوانه ای از بند خود ازادم و گه در غم و اندوهم و گه شادم و ...

درحسرت دیدار تو آنقدر خمارمآنقدر که شب تا به سحر گاه شمارممن...

آشفته تر از زلف پریشان نگارمآشفته ی آن چشم غزلخوان و خمارم آ...

آشفته تر از زلف پریشان نگارمآشفته ی آن چشم غزلخوان و خمارم آ...

#تمام_ناتمام_منM محبوب منی دار و ندارم شده ای توآشوب منم صبر...

محبوب منی دارو ندارم شده ای توآشوب منم صبر و قرارم شده ای ت...

محبوب منی دارو ندارم شده ای توآشوب منم صبر و قرارم شده ای ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط