شاید که بخندید به احوال خرابم

شاید که بخندید به احوال خرابم
اما بخدا دست به دامان سرابم

تا خواستم از خاطره ها فاصله گیرم
یکبار دگر خاطره ها برد به خوابم

دیدم که نگارم به برو،چشم به چشمم
با بوسه داغ از لب خود گفت جوابم

گفتا که بریزم قدحی،نوش نمایی؟!
یکباره گرفتم که خراب می نابم

برخاستم از خواب و پریشان شده بودم
دیدم که پر از آتشم و دیده پر آبم

آنگاه به یادش غزل آغاز نمودم
تا صبح مرا قافیه ها داد عذابم
دیدگاه ها (۴)

شاید که بخندید به احوال خرابماما بخدا دست به دامان سرابمتا خ...

بغض دوری از شما، دارد کبابم میکند.یاد زیبای شما، دلتنگ و آبم...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

تقدیم خواهرعزیزم درویسگون نگار عزیزم دکتر فاطمه عزیز

طوفان زندگی غم بزرگی رو گذاشتم ولی کم نیوردم

کمی ناراحت بودم.کاش گریه من تمام بشه ولی به خودم

‼️‼️‼️اعلام خطر‼️‼️‼️دو ماه آینده شرکت توی تجمعات به همه واج...

🌹❤️🌹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط