چشم انتظار

چشم انتظار

 

              در سرد سیر شهر دل، روح بهاری             

 در  شوره زار سینه ی من چشمه ساری

 

 میخواهی امشب بر کویر دیده گانم

 با روضه هایت باغی از شبنم بکاری

 

 سهم تو از ارث پدر، خونجگر بود

 از کودکی در ماتم او سوگواری

 

 منزل به منزل در پی دلدار رفتی

 در دشت های عاشقی محمل سواری

 

 داغ عزیزانت بلای جانتان شد

 تو زخمی تیغ جفای روزگاری

 

 تا مقصدت مشهد، دگر راهی نمانده

 ای کاش می شد اندکی طاقت بیاری

 

 می سوختی از آتش تب، بین بستر

 دلخسته راضی به رضای کردگاری

 

 باید بیاید دلبرت، باید بیاید

 در آخرین ساعات هم امید واری

 

 چشمان اشک آلوده ات را تا دم مرگ

 یک لحظه هم از درب حجره بر نداری

 

نام رضا از روی لب هایت نیفتد

 با اینکه رو به قبله و در احتضاری

 

 تو یادگار دلبرت را مثل زینب

 با گریه روی سینه ی خود می فشاری

 

 دیگر مخور غم، چون سرت را ای کریمه

 بر دامن زهرای اطهر می گذاری

 

وحید قاسمی
دیدگاه ها (۵)

صنعت کامپوزیت کوهی محصولات کامپوزیتی

ولی قبلا :)!

ولی سیلا :)!

اما تو نموندی . . ;)!

ولی عشق اول هیچ وقت فراموش نمیشه . . :)!

حق تا ابد

عجب شباهتی !!

ولی مرت خیلی از پارتنر جدید افرا بهتر بود..

ولی این پسر چقدر مظلومه :)!

«صحیفه‌ی مهدوی؛ ترازِ مهندسیِ اراده»[متنِ ترانه][Epic Choral...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط