يه مدتيه که گذشته,, اما من هنوز بهت فکر ميکنم .

يه مدتيه که گذشته,, اما من هنوز بهت فکر ميکنم .
صبح ها وقتى بيدار ميشم ناخود اگاه اسمتو صدا ميزنم. به شوق بودن باتو چشمامو رو هم ميذارم.. هنوز از رعد و برق ميترسم. هنوز تو خيالم از ترس به تو پناه ميارم. هنوز بوى عطر تنت رو حس ميکنم. هنوز خاطراتمونو مرور ميکنم.. اما وقتى به خودم ميام ميبينم که اين تو بودى که منو پس زدى... و اما چه عاشقانه دوست دارم من.
دیدگاه ها (۲)

#silence_after_you#Part4جیمین: پیرهن سفید و شلوار مشکی و کت ...

تکپارتی درخواستی

رمان عشق و انتقام

سناریو ایزانا پارت ۱

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 184♡⁠。⁠)⁩تا خود...

قلبش داشت مثل ریتم‌های سنگینِ تراک‌های جدیدش می‌کوبید. توی ذ...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط