دیــگر از آن همه شیطــنت و شلوغی خبــری نیست

دیــگر از آن همه شیطــنت و شلوغی خبــری نیست
انقدر بخـــاطر ضبدرهای جلوی اسمم چوب روزگــار را خوردم
که تبـــدیل شـدم به ساکــــــــــت ترین شاگـــــرد کلاس زنـــدگی
دیدگاه ها (۱)

♨️شروع قبح زدایی از رقص!احتمالا چند سال دیگر محوز تاسیس کابا...

و خلأ، آغازِ همه‌چیز است؛از همان‌جایی که آدمدیگر چیزی برای ا...

چند پارتی

پارت چهاردهم | تلهصبح روز بعد، مدرسه مثل همیشه شلوغ بود.لیان...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۳۰ | پایانساعت هشت شب...سوا و جونگ‌کوک ...

گاهی در زندگی، بعضی آدم‌ها فقط «می‌آیند» اما بعضی‌ها «می‌مان...

Part:1🐣بعد از اینکه تدریس معلم ریاضی تموم شد سونا *هوفی*از س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط