این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند...

این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند...
اما...
من جلوی دهانش را میگیرم...
وقتی میدانم کسی تمایلی به شنیدن صدایش ندارد...
این روزها من...
خدای سکوت شده ام...
خفقان گرفته ام تا آرامش اهالی دنیا خط خطی نشود..
آرزوی خیلی ها بودم....
اما...
اسیر قدر نشناسی یک نفر شدم...
دیدگاه ها (۴)

پارت: 25 (بخش3) *زاویه دید: هیزل*نگاهِ زین برای یک ثانیه روی...

باران شدیدی روی شیشه‌های عمارت می‌کوبید.ا.ت با اخم جلوی پنجر...

دوپارتی✨«کاش فقط یک بار دیگر صدایت می‌کردم»خانه در سکوت عجیب...

My professorChapter: 2Part: 112کمی ازش فاصله گرفتم و مشت‌های...

P4طناز با شنیدن حرف کانگ، رنگش پرید.— اگر مقاومت کرد... مجبو...

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت دوازدهم | اعترافعصر روز بعد...پارک کنار رودخانه‌ی «هان»...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

رمان :قرارداد سرنوشت

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط