عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی مستی و دیوانگی


عشق یعنی با جهان بیگانگی


عشق یعنی شب نخفتن تا سحر


عشق یعنی سجده با چشمان تر


عشق یعنی سر به دار آویختن


عشق یعنی اشک حسرت ریختن



عشق یعنی سُست و بی پروا شدن


عشق یعنی سوختن با ساختن


عشق یعنی زندگی را باختن
دیدگاه ها (۳)

دستور زبان عشق دست عشق از دامن دل دور باد!می‌توان آیا به دل ...

این چند تا عکس رو دیروز دم غروب از برج میلاد گرفتم

سردم شده است و از درون می سوزمحالا شده کار هر شب و هر روزمتو...

وقتی حصار غربت من تنگ می شودهر لحظه بین عقل و دلم جنگ می شود...

خروج تو از زندگی من، یک خداحافظی ساده نبود؛ یک تلاشی بود برا...

نومیدی

باید   برای   وصف   تو   تا  کی غزل نوشتوقتی   برای  از  تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط