یا قدیم الاحسان...

یا قدیم الاحسان...

گاهی
خاطره ی شیرینی گذشته رو تو عضلات امروزم تزریق میکنم و می بینم پسش میزنه
مثل گذاشتن یه تیکه پازل غریب یا یه مجهول بی هویت تو یه معادله ی بی ربط
مثل پریدن وسط حرف
مثل تبلیغات بین فیلم
مثل موشک کاغذی درست کردن از برگه کنکور
مثل آواز خوندن ناگهانی یه دیپلمات تو جلسه
مثه اعلام خطا یا بسته شدن پنجره حین کار
مثه داروی اشتباهی
مثه گرفتن و دادن هدیه بیربط
مثه زدن تو خاکی
مثه ...

کجا میری؟!؟
وایسا
این پنجره فقط یه مانیتور بزرگه که همه اتفاقاش آرشیون
نه کپی میشه کرد و نه کات...

پرده رو بنداز
برو
برو پی پنجره ها...

عین.الف
نقاشی از خالد ایپدا
دیدگاه ها (۴)

ببخشید دیر شد قسمت نه…………………سهون……………….باورم نمیشه لوهان چه ...

ایدل مورد علاقم pt14

ات برگشته بود خونه. یه هفته توی بیمارستان بود، تزریق خون گرف...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

♨️ادعای جدید و مضحک ترامپ؛ مراکز هسته‌ای ایران، هم‌زمان محل ...

♨️ایتن لوینز، خبرنگار آمریکایی:🔹نیرو های انصارالله ممکن است ...

. . . . . . . . .🄿🄰🅁🄺.🅂🄾🄷🄷🄸🄴 . . . . . ..🐼: سلام خشگل های م...

.ƙîmŕàįlƴپیامی از خآله رایلئ‌ به قاصدک هاش🦋. . . . . . . . ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط