دلواپس زاینده‌رود و بغض کارونم

دلواپس زاینده‌رود و بغض کارونم
کِل می‌کشد اندوه ایلی سرخ در خونم
دور از تو دلخوش نیستم، مانند گنجشکی
بی بال و پر افتاده در امواج سیحونم
از این گلو، آب خوشی پایین نخواهد رفت
تا تشنه‌است آن سوی عالم باغ زیتونم
تا هست جالیزم خراب و خانه‌ام بر آب
زیبایی دنیا نخواهد کرد افسونم
تاتشنه‌ای، دردت به جانم! شوکران است آب
تا بی‌قراری، من سراپا بید مجنونم
دیدگاه ها (۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط