تمام عاشقانه هایم

تمام عاشقانه هایم
بوی نفرت گرفتند...
وقتی
که دستت
را در دست
دیگری دیدم...
دیدگاه ها (۴)

اونایی که پدرشون صداشون می کنه میگید:هان؟چیه؟چیکار داری؟؟؟یا...

مبارزه آزاد کیک بوکسینگ

با گرگها گشتیم،با ببرها خوردیم،با شیرها نعره کشیدیم و شب با ...

دلم پر است!پر...!پر...!انقدر پر که گاهی اضافه اش از گوشه ی چ...

۱۸ آگوستوقتی تو را دیدم شروع کردم به دوست داشتن درد هایم شای...

دست‌هایم بوي آغوشِ تو را مي‌دهند،به‌ گمانم دیشب، در خواب به ...

من که از همه دست کشیده ام مانده ام هنوزچرا دست هایم بر شانه ...

همون که خانوم فروغ نوشته

دستت را که میگیرممی دانم ناب تر از تو دست های تو دستی نیست !...

مادربزرگ می‌گفت چای را باید توی قوری چینی دم گذاشت،قوری‌ چین...

نام تورا که می‌برم#لب‌هایمبوی تاکستان می‌گیرندانگارحروف #اسم...

حاج قاسم سلیمانی:وقتی شما مادرها نبودیدو بچه‌هاتان در خوندست...

موسیقی

دلم یک فقره دیوانه می‌خواهدکه بیاید و با هم برویم سراغ تمامد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط