یار من کو؟ بی دلم،دائم هوایش میکنم

یار من کو؟ بی دلم،دائم هوایش میکنم
توبه کردم، باز دارم ادعایش میکنم

چشم و گوشم را پس از این توبه هم دادم به او
او بخواهد باز هم جان را فدایش میکنم
چونکه میترسم صدای ناله ام را بشنود
دزدکی با سوز دل، در خود صدایش میکنم
یک جهان در پایکوبی از شکست توبه ام
توبه می افتد به پایم من فنایش میکنم

رنج ترک ساغر و شاهد برایم مشکل است
بیخودی با توبه ام دارم جفایش میکنم
یار من هم باده می خواهد، ندارم چاره ای
توبه ام را بشکنم، بعدا قضایش میکنم

ماجرای قطره های برف را نشنیده ای؟
بی صدا حل می شوم در خود ثنایش میکنم
دیدگاه ها (۶)

از راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدری...

زیر باران شده ام خیس بگو صبر کنم یا بروم؟سایه ات چتر سرم نیس...

پاییز بمان... کجا می روی؟من هنوز دلتنگمهنوز دستهایش را نگرفت...

یک بوسه و یک چای،هوا هم برفیستبا خطبه ی چشمت همه چیزم شرعیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط