موضوع:اسلاید بعدی

موضوع:اسلاید بعدی
پارت:۲

صدای بسته شدن در اومد جونگ کوک رفته بود دیگه تنها بودی گونت هنوز نبض میزد اما دردناک تر از اون قلبت بود به آرومی روی زمین نشستی جایی که اون زانو زده بود شروع به گریه با صدای بلند کردی،حدود یک ساعت گذشت زمان برات متوقف شده بود تلفنت روی میز روشن بود یک عالمه تماس از دست رفته از جونگ کوک هربار که صفحه گوشی روشن میشد یک موج کوچیکی از ترس سراغت میومد ناگهان صدای ضعیفی از پشت در شنیدی نه کوبیدن و نه فریاد زدن یک صدای ضعیف تقریبا التماس آمیز
جونگ کوک:لطفا...فقط یک دقیقه
قلبت محکم کوبید نفست رو حبس کردی هیچی نگفتی اون احتمالا هنوز داخل راه رو وایساده بود خیس از بارونی که شاید حتی متوجه بارشش نشده بود
جونگ کوک:من...من حالم خوب نیست کاری که کردم...وحشتناک بود میدونم اما خواهش میکنم فقط درو باز کن تابتونم ببینمت خواهش میکنم منو ببخش من نمیتونم بیام خونه وقتی میدونم تو...الان ازم بدت میاد.
صداش خفه و شکسته بود به آرومی بلند شدی پاهات سست بودن به سمت در رفتی انگشتای لرزونت روی دستگیره سرد در قفل شد از آینه کنارت نگاهی به جای سیلی انداختی با انگشت به آرومی لمسش کردی سوزش دوباره اوج گرفت حس ترس بزرگتر از هر احساسی بود ازش میترسیدی خیلی میترسیدی اصلا فکرش هم نمیکردی روزی فرا برسه که بهت سیلی بزنه با صدایی که به سختی شنیده می‌شد گفتی
ا.ت:برو جونگ کوک لطفا...برو
شب تا صبح گذشت رو کاناپه لم داده بودی حتی یک لیوان آب هم نخوردی هیچ وقت انقدر از جونگ کوک فاصله نگرفته بودی.صبح زود وقتی نور خاکستری کم رنگی از پنجره وارد شد متوجه چیز عجیبی شدی جلو در ورودی یک بسته کوچیک قرار داشت یک جعبه کوچیک مخملی سیاه که با یک روبان قرمز مات بسته شده بود با احتیاط به سمتش رفتی برش داشتی سنگین نبود با تردید بازش کردی داخلش یک گردنبند ظریف با آویز کوچیک ماه بود زیر اون یک کاغذ بود متن روی کاغذ با دست خط آشنایی نوشته شده بود اما پر از نامرتبی بود
متن نامه:


#سناریو#بی-تی-اس#نامجون#جین#شوگا#جیهوپ#جیمین#تهیونگ#جونگ‌کوک#
دیدگاه ها (۱)

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟔ناگهان احساس کرد چیزی روی گرد...

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐عصر همون روز، طبق آدرسی...

🖤 پارت ۱۹ | «کسی پشت دیوار است»کوک چراغ‌قوه گوشی را روشن کرد...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

### پارت ۹: شکارِ سایه در شبِ بی‌پایانبعد از اون اتفاق، عمار...

چندپارتی جونگ کوک

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁵ویو: اتتلفن خونه زنگ خورد.خدمتکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط