باز می کنم

باز می کنم
پنجره قلبم را،
صدای ترانه تنهایی
می نشیند بر قاب سینه سنگینم؛
و یک دنیا شور و بی پروایی
آزاد می شود از بند سکوت
وقتی که می رقصند
آن انگشتان کشیده و باریک
بر تن کلیدهای سیاه و سفید!
دیدگاه ها (۱)

#باران 🦋🫰🏼«شب، تمامِ آن حرف‌هایی را که در روز از ترسِ گریه ن...

موسیقی

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۶صدای سامان هنوز در راهروی مخفی ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p65نینا چشم‌هاش رو ریز کرد.«یعنی نگران من...

### پارت ۷: شبِ ربایشنیمه‌شب بود. بارون بند نیامده بود و قطر...

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

پارت۲جونگ‌کوک هر روز با خونسردی ازم درباره‌ی جیمین سؤال می‌ک...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وپنجم: جای خالیِ کنارم---صبح.چشمانم ر...

پرنده بهشتی آبی گونه‌ای بزرگ از پرنده بهشتی است. این پرنده ا...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹⁵﴿ویو تهیونگ﴾با اشاره‌ی دستم، همه در سک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط