یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت
یک سو منم و حسرت یک لحظه نگاهت

از حسرت دیدار همینقدر بدان که
همرنگ شده بخت من و موی سیاهت

ماه قمری قدرت تغییر ندارد
جایی که نمایان نشود صورت ماهت

لبهای پر از حسرت من عضو اضافی ست
وقتی که بر آن حس نشود طعم گناهت

تو موج خروشانی و در حال گذشتن
من سنگ صبوری که می افتم سر راهت

تو می روی و پشت سرت کاسهء اشکم
تقدیر من این است.. خدا پشت و پناهت..

🌹
دیدگاه ها (۲)

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت یک سو منم و حسرت یک لحظه نگاه...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت یک سو منم و حسرت یک لحظه نگاه...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت، یک سو منم و حسرت یک لحظه نگا...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت، یک سو منم و حسرت یک لحظه نگا...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهتیک سو منم و حسرت یک لحظه نگاهت...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت، یک سو منم و حسرت یک لحظه نگا...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهت یک سو منم و حسرت یک لحظه نگاه...

یک سو تویی و حادثه ی چشم سیاهتیک سو منم و حسرت یک لحظه نگاهت...

یک سو "تو"یی و حادثه ی چشم سیاهتیک سو منم و حسرت یک لحظه نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط