بزرگترین شکست زندگیم زمانی بود که

بزرگترین شکست زندگیم زمانی بود که

توی دانشگاه سر جلسه امتحان استاد اومد بالاسرم

بهش گفتم :

استاد تو رو خدا یه کمکی کنید! :'(

استاد لبخند زد بعد دست کرد توی جیب شلوارش

یه پونصد تومنی گذاشت روی برگه ام!!! :|



ینی شکستی که اون روز تو زندگیم خوردم هیتلر از
متفقین نخورد :|
دیدگاه ها (۳)

وسیله جمع کردن سفر:دخترا:_عزیزم پَد لاک پاک کن به من میدی دی...

داشتم‌از تو هال رد میشدم مامانم از تو اتاق گفت بیا اینجا کار...

یارو 10 ﻧﻔﺮﻭ ﺳﻮﺍﺭ ﭘﺮﺍﻳﺪ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻩﺍﻓﺴﺮﻩ ﭘﻴﺎﺩﺷﻮﻥ ﻣﻴﻜﻨﻪ ﻣﻴﮕﻪ ﺍﮔ...

اولین کسی ک فهمید دانشجوها هیچی نمیشن...امام خمینی بود ک گفت...

پارت ۲۵

I can be myself with himPart¹¹متن داخل برگه رو خوندم..خونه ا...

I can be myself with himPart¹⁹تهیونگ صدام زد تا بریم دانشگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط