کنارم که هستی

کنارم که هستی
زمان هم مثل من دستپاچه می شود
عقربه ها دوتا یکی می پرند
اما همین که می روی
تاوان دستپاچگی های ساعت را هم من باید بدهم
جانم را میگیرند
ثانیه های بی تو ...
دیدگاه ها (۵)

مثل یک انگشتری که با نگین آراسته ستماجرای کربلا با اربعین آر...

ﺍﻓﺰﻭﺩﻩ ﺷﺪ ﺑﺮ ﺩﺭﺩﻫﺎﯾﻢ ﻻﻏﺮﯼ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺗﺮ ﺷﺪﻡ٬ ﺍﯾﻦ ﺁﺧﺮ...

در هزار و یک شبش یک قصه از اینجا نبودشهـــــرزاد قصه گو دیگر...

رسیدن، آداب دارد...!وقتی رسیدی باید بمانی،باید بسازی،باید مد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط