من انجایی که باید گریه میکردم خندیدم
من انجایی که باید گریه میکردم ، خندیدم
و انجایی که باید میخندیدم ، گریه کردم
شب هایی که باید میخوابیدم ، بیدار ماندم
و روزهایی که باید بیدار میماندم ، خوابیدم
جاهایی که باید فریاد میزدم ، سکوت کردم
و جاهایی که باید سکوت میکردم ، فریاد زدم
زمانی که باید چیزی یا کسی را دوست داشته باشم ، نداشتم
و زمانی که باید دوست نداشته باشم ، داشتم
جایی که باید ریسک میکردم ، نکردم
و جایی که باید ریسک نمیکردم ، کردم
هنگامی که باید زندگی میکردم ، مُردم
و زمانی که باید میمردم ، زندگی کردم
من با این همه تناقض فهمیدم
دیگر
هیچ چیز سرجایش نیست
" من " جایی که باید باشم نبودم... #ندا_ر
و انجایی که باید میخندیدم ، گریه کردم
شب هایی که باید میخوابیدم ، بیدار ماندم
و روزهایی که باید بیدار میماندم ، خوابیدم
جاهایی که باید فریاد میزدم ، سکوت کردم
و جاهایی که باید سکوت میکردم ، فریاد زدم
زمانی که باید چیزی یا کسی را دوست داشته باشم ، نداشتم
و زمانی که باید دوست نداشته باشم ، داشتم
جایی که باید ریسک میکردم ، نکردم
و جایی که باید ریسک نمیکردم ، کردم
هنگامی که باید زندگی میکردم ، مُردم
و زمانی که باید میمردم ، زندگی کردم
من با این همه تناقض فهمیدم
دیگر
هیچ چیز سرجایش نیست
" من " جایی که باید باشم نبودم... #ندا_ر
- ۴.۵k
- ۰۴ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط