"خنده هایم تن فروشی می کنند "این چنین نگاهم نکن ، حالم ای

"خنده هایم تن فروشی می کنند "این چنین نگاهم نکن ، حالم این خنده های تاریخ گذشته لبهایم نیست که می بینی ، حکایت خنده هایم حکایت دختر نافرمانی بود که خسته از بی توجهی پدر ، گریزان از حجابی اجباری طغیان کرد ، کنترلش در رفت از دستم ، اکنون این شد که می بینی "خنده هایم تن فروشی می کنند "
دیدگاه ها (۳)

🔞‌ عفریته‌ای که نیمه برهنه به بانک آمده و به کارمند بانک می‌...

🔞‌ عفریته‌ای که نیمه برهنه به بانک آمده و به کارمند بانک می‌...

لبخند قاتلپارت⁴⁶ویو جونگ‌کوکماشین توی خیابون‌های خلوت حرکت م...

بار مثل هر شب شلوغ بود؛ نورهای قرمز و بنفش روی دیوارها می‌رق...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑧هزاران رویا کشته می‌شوند تا بفه...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط