اولین عشق

اولین عشق

پارت ۱

از زبان لوید:
رفتم تا آنیا رو بیدار کنم که تلفن زنگ زد.
یور:من جواب میدم .منزل فورجر بفرمایید...اوه بله حتما...لوید با کاردارن نگران نباش من آنیا رو بیدار میکنم .
یور :آنیا جان لطفا بیدار وگرنه مدرسه ات دیر میشه عزیزم
آنیا:بله مامان ...وایسا بابایی کجاست(با لحن خواب آلود)
یور: لوید رفت سر کار تو هم عجله کن وگرنه دیرت میشه عزیزم.
از زبان آنیا :صبحونه رو خوردم سریع دوش گرفتم و لباسامو پوشیدم،میخواستم سوار اوتوبوس بشم که یه لیموزین مشکی اومد جلوی در و راننده پیاده شد و گفت :دوشیزه فورجر درسته ؟
آنیا :ام...بله خودم هستم
راننده :من از طرف پدرتون هستم و قراره از این به بعد من شمارو برسونم به مدرسه
آنیا:(میرم سوارش میشم آخه دیشب توی ذهن بابایی اومده بود قراره از طرف هندلر ماموریت رو ارتقاع بده)
فلش به مدرسه
آنیا خیلی ممنون آقای...
جان:جان هستم خانم خواهش میکنم
آنیا :ممنون آقای جان
منتظر بکی بودم که بالای سرم سایه ای رو حس کردم فکر کردم بکیه برایه همین پریدم روش و بغلش کردم ولی....
دیدگاه ها (۹)

اولین عشق پارت۲ از زبان دامیان :دیدم اون کله صورتی تنها نشست...

اولین عشق پارت ۳از زبان آنیا:داشتم ریاضی میخوندم که [بچه از ...

نام:اولین عشقشخصیت های اصلی :آنیا،دامیان،بکی،و حالا هزادتا د...

#زندگی_احساسی_من #part23چشماشو باز کرد و خیلی خواب الود به ...

رز صورتی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط