《 رومان دریای آبی 》

《 رومان دریای آبی 》
پارت 86

ات : جیمین اگه کارت تموم شده میتونی بیای دنبالم
جیمین : باشه الان کجایی
ات : نزدیک ساحل
جیمین : باشه
از دور به دریا نگاه میکرد دلیل آشنایی اش با جیمین دریا بود دلیل اینکه الان قراره یه حسه جدید و قشنگ رو تجربه کنه آشنایی اش یا جیمین بود
نمی‌دونست چه حسی داره خوشحالی شک یا ترس دستش رو روی شکمش گذاشت و به عکس سونوگرافی که توی دستش بود نگاه کرد لبخندی روی لبش اومد و با خودش گفت
ات.....
میدونی اگه بابایی بفهمه تو وجود داری چقدر خوشحال میشه

درحال قدم زدن توی افکارش غرق بود که با ایستادن ماشین جلوش از افکاری بیرون اومد پدرش از ماشین پیاده شد و به سمتش‌ اومد و بازوش رو گرفت
پ/ات : زود باش باید باهام‌ بیای
ات : ولم کن من باهات جایی نمیام
پ/ات : وقتی گقتم میای پس باید بیایی نمیتونی روی حرف حرف بزنی
تقلا می‌کرد که دستش رو ول کن اما اون بزور شوار ماشین کرد
جیمین وقتی این رو دید زود دوباره‌ سوار ماشینش شد و به دنبال اون رفت خیلی سریع رانندگی میکرد وه بهشون برسه اما خیلی موفق نبود
ات : ولم کن چی از جونم‌ میخواهی
پ/ات : به اون شوهرت گفته بودم اما خوش نکرد الانم‌ مثل یه دوختر خوب برمیگردی خونه
ات از این حرف پدرش عصبانیت شد و با داد گفت
ات : من به اون‌ جهنم‌ برنمیگردم
پ/ات : من پدرت هستم و هرچی که‌مک بگم‌ باید همین کارو انجام بدی
ات : تو پدر‌ من نیستی همون روزی که منو بخاطر کاری که نکرده بودم مجازات کردی مردی تو هیچی من نيستی این ماشینو نگهداری
پ/ات : نگه‌نمیدارم‌ ساکت بشین سر جات
ات : وایستا وگرنه خودم‌ ماشينو نگه میدارم
ات دست‌دستش روی فرمون گذاشت و به طرف دیگه چرخوند که باعث شد ماشین با درخت برخورد کنه
جیمین که دنبالشون بود با دیدن این صحنه زود از ماشین پیاده و با نگرانی به سمت ماشین اونا رفت
}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}}

با نگرانی جلوی اوتاق عمل وایستاده بود و به دیوار تکیه داده بود
با یادآوری اون لحظه که ات رو غرق در خون دیده بود رو زمين نشست و اشو هاش خونه اش رو خیس کرد
که سون هی و جین یا عجله به سمتش اومدن
جین : چی شده ات کجاست خوبه
جیمین همینجوری که نگاهش به زمین دوخته بود و چیزی نمی‌گفت
که همون لحضه دکتر از اتاق عمل بیرون اومد
جیمین با عجله از جاش بلند شد و اشک هاش رو پاک کرد
جیمین : حالش چطوره خوبه
دوکتر مکث کوتاهی کرد و گفت
دکتر...........

ادامه دارد؟؟؟


https://wisgoon.com/mynhe
دیدگاه ها (۲)

《 رومان دریای آبی 》پارت 87دکتر مکث کوتاهی کرد گفت دکتر : نگر...

《 رومان دریای آبی 》پارت 88ات : اسم خیلی قشنگیه جیمین : من ب...

《 رومان دریای آبی》پارت 85سون هی از اوتاق خارج شد ات توی افکا...

《 رومان دریای آبي 》پارت 84سکوت سنگینی بینشون بود جیمین که در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط