part3

part3
My beautiful vampire

ویو آت وقتی سرمو امردم بالا ی پسر جذابب دیدم ولی اون ی خون اشام بود وقتی گندی که بالا اوردم دیدم بدنم یخ زدد شیرموزم ریخته بود رو لباسششش

خیلی سریع گفتم
+خ..یلی…ببخشید..معذرت میخوام…چطور میتونم جبران ..کنم؟

ویو جونگ‌کوک *
رفتم تو طبقه ی بالا که خوراکیامو بردارم ولی دیدم ی دختره خورد بهم و ی شیر موز ریخت رو لباسمم خیل خونسرد زل زده بودم تو چساش بعد لب زد و معذرت خواهی مرد و گف چطور میتونم جبران کنم منم گفتم

*چطوره برام ی بطری خون برام بخری (پزخنذ

+باشهه میخرم

*خوبه

ویو راوی(ادمین گلتون😌🎀)

اون دو به سمت بوفه رفتن و ات ی بطری خون برای اون پسر گرف و میخواست بره که اون پسر گف
*هعی بیا بشینیم. و اون نمیکت
+ از ترس داشتم به خودم چیز میکردم
بعد به زور گفتم باشه

بعد رفتیم نشستیم اون پسر مثل بقیقه. خون اشاما نبود خیلی مهربون بود
یکم باهم اشنا شدیم فهمدیم اسمش کوکه
بعد چند مین کف
*ات راستی چرا وقتی منو دیدی انقدر ترسیدی؟
+راستش مامانم بهم گفته بود خون اشاما از ما متنفرن یعنی اکه مارپ ببینم میکشنمون🥺 کوک‌ توکه منو نمیکشی هوم؟

*نه دخترر براچی پری به این خشکلی بکشمم؟؟؟
ما هیچکدوم از پری هارو نمیکشیم

+ما؟
* اره منو اکیپمون میخ‌ای باهاشون اشنا بشیی(ذوق)
+اما شاید اونا منو بکشن(بغض ترس )
*نههه اونا خیلی مهربونن بیا بریم باهم اشناتون کنم

ویو لیلو(بنده)


کوک ات برود به سمت سالن بسکتبال

ویو ات
کوک‌منو برد سمت سالن ی سالن بعد وقتی وارد شدم دیدم پنج نفر نشستن و دارن یکی تشویق میکنن که کوک منو برد جلو که…


خمارییی ببخشید بد شد به بزرگی خودتون ببخشید🥺🎀
دیدگاه ها (۶)

پارت جدید بزارممم؟؟؟؟

part2My beautiful vampireویو ات وقتی پسره وارد شد موجونم سی...

باید برم آت رو پیدا کنم آت آت کجایی رفتی ویو آت :پسر۱: ببخشی...

کوک :آنقدر نمک نریز جوجه آت :باشه مرد دراز کوک :رسیدیم آت با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط