beautiful vampire ♥️ 🍷

beautiful vampire ♥️ 🍷
انچه گذشت
+بریم
part¹⁵
ات ویو
حتی نمیتونم به اینکه قراره برای کوک اتفاقی بیوفته فکر کنم واقعا نمیدونم کی انقدر بهش علاقه مند شدم جدی جدی عاشق شدم
فکر میکردم این جور عشق ها فقط تو فیلم و داستان هاست ولی الان میبینم توی دنیای واقعی هم میشه یه نفر رو انقدر دوست داشت خوشحالم که کوک هم همین حس رو داره
منو جونگ هی رفتیم سوار ماشین شدیم که کوک و پدر و مادرش و وون هی اومدن جلوی در
م/ک:هر اتفاقی که افتاد ما رو در جریان بزارید
پ/ک:مواظب باشید
_جونگ هی چقدر وون هی برات عزیزه پس تو هم مثل چشم هات از ات مراقبت کن و نزار اتفاقی بیوفته بدون اون میمیرم خواهش میکنم
جونگ هی:حتما تو اصلا نگران نباش
+کوک لطفا به قولی که دادی عمل کن
_نگران نباش مرده و قولش
+باشه بازم میگم مراقب باشید
همه:باشه
جونگ هی ماشین رو روشن کرد و به طرف بوسان حرکت کرد
رسیدیم به هتلی که کوک برامون رزرو کرده بود
همش دلشوره بدی داشتم انگار میخواست اتفاق بدی بیوفته
موقع رفتن ما کوک کاپشنی که تنم بود رو گرفت چون بوی من رو میداد و میتونست با اون لویی رو گول بزنه
امیدوارم نقششون جواب بده
کوک ویو
ات با جونگ هی رفت ما هم رفتیم دنبال لویی
کاپشن ات همراهم بود میخواستیم با اون حواس لویی رو از بوی ات پرت کنیم
کاپشن ات رو به درختی اویزون کردیم و منتظر موندیم
چند مین بعد لویی اومد و کاپشن رو بو کرد ولی...........
دیدگاه ها (۰)

انچه گذشتولی.....part¹⁶کوک ویولویی کاپشن رو بو کرد ولی متوجه...

بچه ها پارت ۱۸ پاک شده توی کامنت های همین پست پارت ۱۸ رو میز...

beautiful vampire ♥️ 🍷 انچه گذشت _چی شد؟part¹⁴کوک ویوپدر:برا...

beautiful vampire ♥️ 🍷 انچه گذشتیهو دیدم همون خون اشام هایی ...

part30 عشق پنهان《ویو ات》از کنار جونگ کوک رفتم و نشستم روی صن...

part60 عشق پنهانجونگ کوک: آفرین کوچولوات: یه کار نکن لگد بند...

part36 عشق پنهان《ویو ات》با حرفش خشکم زد فکر نمی کردم انقدر ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط