گفتی که دگر در تو

گفتی که دگر در تو
چنان حوصله ای نیست
گفتم که مرا دوست نداری
گله ای نیست
رفتی و خدا
پشت و پناهت به سلامت
بگذار بسوزد دل من
مسئله ای نیست ...
دیدگاه ها (۱)

سقوط کرده ام از توو پرت شده ام میان هجوم خاطراتت...خاطراتت ر...

آدم که دیوار نیستکه هر روزش با جای خالی کسی پر شود ودم نزندر...

چرا من اِنقد میترسم که از دستت بدم؟ در حالیکه برا تو اصلا مه...

هیچوقت، هیچکسبه اندازه ی من دوستت نخواهد داشتاین تو ،این تما...

شعر زیبا

چه بگویم که دگر حوصله ای نیست مرا...دگر از دست کسی هم گله ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط