آن که یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست

آن که یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می‌ آیی نیست
دیدگاه ها (۱)

حتی اگر ازت عصبانی باشدحتی اگر قهر باشداگر دوستت داشته باشد،...

فرق بسیار زیادی ستبین کسی که "کم" می آوردبا کسی که "کوتاه" م...

دعا کن که فراموشی بگیرم همون بهتر که دستامون جدا شهشاید قسمت...

شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفتدوباره گریه ی بی طاقتم بهانه ...

تو را می خواهم برای صبح برای ظهر ، برای شببرای همه ی عمر تو ...

سنجاق سرم از عشق چیزی نمی‌فهمد،فقط همین را می‌داندچگونه وقتی...

وقتی که تمام مردم شهربه خواب می روندمن در کوچه هاتو را قدم م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط