ستاره ای در میان تاریکی فصل۱پارت ۳۲🌌

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱پارت ۳۲🌌
سر کلاس همه داشتن در مورد زنگ قبل پر حرفی میکردن....
کامیناری: من جدی فکر کردم حمله شده
مینتا: من فقط داشتم دنبال یه جای امن می‌گشتم...
جیرو با بی‌حوصلگی گفت: آره... پشت سر دخترها.🙄
کل کلاس زد زیر خنده
مینتا: تهمت نزن
هاگاکوره:دقیقاً همون کارو کردی!😂
ساتو لقمه آخر شیرینیش را خورد حداقل ورزش خوبی بود
توکویامی : آشوب... سایه‌های ترس را بیدار می‌کند...
کامیناری دره گوش کیریشیما زمزمه کرد : قسم می‌خورم نصف حرفاشو نمی‌فهمم.
کیریشیما خندید:ولش کن این سبکشه
ایمی کنار پنجره ایستاده بود
دست‌هایش داخل جیب سوییشرتش
بیرون را نگاه می‌کر.
(تو ذهنش)
این مدرسه... واقعاً هر روزش یه داستانه...
همون لحظه...در کشویی کلاس باز شد.
تق...
همه ساکت شدند....  ایزاوا اومد داخل و کیسه خوابش را روی زمین انداختنگاهی کوتاه به کلاس کرد
«ظاهراً هنوز همه زنده‌اید.»
کامیناری:اقا اون خبرنگارا...
آیزاوا حرفش را قطع کرد
«بی‌اهمیت بود.»
سکوت
سرو : اما اقا به بنظرم خوشحال نمیاید
آیزاوا نگاه کوتاهی به همه انداخت:
معلومه که خوشحال نیستم 😡چند تا خبرنگار زپرتی نظم کلاس و مدرسه رو بهم زدن برای یه اقا به اصطلاح همه فن حریف...... نه فقط اون تازشم کل بچه های مدرسه یو ای کسایی که قراره قوی ترین قهرمان ها بشن و  با شرور های ترسناکی که حتی تو خوابتون نمیبینیدشون بجنگن اونوقت بخاطر یه چند تا خبرنگار علاف اینور اونور مثل گله گاو رم کرده میرفتن
مومو :وایسا چی... سنسنه شما ما رو زیر نظر داشتید
ایزاوا : زیر نظرچی.... اینا همش یه مشت بچه بازیه..... بعدشم همون لحظه که اژیر صدا داد ما فهمیده بودیم اما چون سیستم از قبل فعال شده بود نتونستیم خاموش کنیم و سعی در اروم کردن بچه ها داشتیم... و یه سری هامون هم از جمله من داشتیم عملکردتون رو تو بحران میسنجیدیم
که همین موضوع باععععث.. اعصبانیتههه. منهمه😡😡😡... چرا.... چچون.......از بین تمام کلاس.من .. فقط چهار نفر مثل احمق اینور اونور فرار نکردند ( منظورش باکوگو ایمی دکو و ایدا... ولی جدا ازین قشنگ رید بهشون 😅🙄)
نگاهش روی دکو، ایمی و ایدا چرخید.
... البته از حق نگذریم یکی از اون‌ها حتی سعی کرد جمعیت را آرام کند
که همین یه موضوع باعث شد تنبیه تون نکنم... مگرنه میخواستم که...... 
کل کلاس : هوف😮‍💨🫥🫥🫥
همه به ایدا نگاه کردند
ایدا کمی سرش را پایین آورد
«من فقط وظیفه‌ام را انجام دادم.»
آیزاوا: «اشتباه.»
کلاس: 😶؟
«تو وظیفه‌ات را انجام ندادی منظورم از یه نفر هوشیکاوا س..... .»
ایدا شوکه شد
«اگر هوشیکاوا نبود همین الان زیر دست و پای جمعیت له شده بودی گفتم که وضعیت همتونو سنجیدم اول اون ایده به سرش زد که اینکارو انجام بده یجورایی اون انقدر باهوش بود که تو رو وسیله اروم کردن بقیه قرار بده
تمام کلاس به سمت ایمی برگشت.
ایمی که سرش روی میز بود، بدون اینکه نگاه کند تو دلش گفت: پیرمرد خرفت این چه حرفیه میزنی من فقط میخواستم کمک کنم اخه منو چه به سو استفاده بیا.... اعععع... یه دو نفری باهام خوب بودن بعد عمری که عوضی رید بهش.... بعدشم خواهش می‌کنم... اسم منو وسط نکشین... فقط خواستم صداش برسه
کامیناری: هااا؟! یعنی اون ایدا رو بلند کرده بود؟!
باکوگو گوشه‌ی کلاس پوزخند زد.
هه... معلوم بود گلیچ احمق( راستی باکوگو ایمی رو گلیچ صدا میکنه خوب چون وقتی ایمی تو مبارزه قبلی باهاش سرعتی جنگید و بخاطر کوسش چند ثانیه یبار جلو باکوگو ظاهر میشد بهش گلیچ میگه.... برا اونایی که نمیدونن منظورم چیه بزنید گوگل میگه گلیچ یعنی چی.. در واقع یه جور نقص فنی کامپیوتر ی که بیشتر تو بازی ها رایجه مثل اون دختره تو رالف خرابکا😂 البته از حق نگذریم ایمی هم باکوگو رو فشفشه میصداید🤣)
بعدش جو کلاس یکم اروم تر شد بعدم دکو جلو رفت...
سنسنه ام..چیزه ... من می‌خوام از نمایندگی استعفا بدم
آیزاوا حتی تعجب هم نکرد
دلیل؟
فکر می‌کنم ایدا مناسب‌تره
آیزاوا چند لحظه به سه نفر نگاه کرد.
بعد خیلی ساده گفت:
«باشه.»
دیدگاه ها (۰)

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱پارت ۳۳🌌همه کلاس:هاااااااااا؟!اس...

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱پارت ۳۴🌌همه پشت سر آیزاوا راه اف...

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱ پارت۳۱ 🌌راهرو هنوز پر از سر و ص...

بچه ها ایمی نسخه گاجاراستشو بخواید زیاد بلد نیستم با گاجا کا...

ستاره ای در میان تاریکی فصل۱پارت ۲۷🌌آیزاوا وارد شدهمون کیسه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط