بانگ خروس از سرای دوست برآمد

بانگ خروس از سرای دوست برآمد
خیز و صفا کن که مژده سحر آمد
چشم تو روشن
باغ تو آباد
بخت تو برخاست
صبح تو خندید
از نفست تازه گشت آتش امید
گل به کنار است
باده به کار است
گلشن و کاشانه پر ز شور بهارست
بلبل عاشق ! بخوان به کام دل خویش
باغ تو شد سبز و سرخ گل به بر آمد
جام تو پرُنوش
کام تو شیرین
روز تو خوش باد.....

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۱)

بانگ خروس از سرای دوست برآمدخیز و صفا کن که مژده سحر آمدچشم ...

.نوبهار آمد و چون عهد بتان توبه شکستفصل گل دامن ساقی نتوان د...

درخت غنچه برآورد و بلبلان مستندجهان جوان شد و یاران بعیش بنش...

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرودهوا گرفته ی عشق از پی هوس ن...

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرودهوا گرفته ی عشق از پی هوس ن...

مژده ای دل که دگر سوم شعبان آمدپیک شادی ز بر حضرت جانان آمدم...

مژده ای دل که دگر سوم شعبان آمدپیک شادی ز بر حضرت جانان آمدم...

غزلستان : فال روز یکشنبه، ۲۲ فروردین ۱۴۰۰ چه مستیست ندانم که رو به ما آورد که بود ساقی و این باده ا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط