به خاطر تو خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنم

به خاطر تو خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنم

به خاطر تو اقیانوس ها را در فنجانی نقره گون جای می دهم

به خاطر تو کلماتم را به باغ های بهشت پیوند می زنم

به خاطر تو دست هایم را آیینه می کنم و بر طاقچه یادت می گذارم

به خاطر تو می توان از جاده های برگ پوش و آسمان های دور دست چشم پوشید

به خاطر تو می توان به ستاره ها محل نگذاشت ...

به خاطر روی زیبای تو بود، که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند

به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود، که دست هیچ کس را در هم نفشردم

به خاطر صدای دلنشین تو بود، که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
دیدگاه ها (۲۳)

فرزند کدام دریا بودی...؟ که سَهمَت از ارث موج موهایت شد؟!#س...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

پارت: 13 (بخش2) **زاویه دید: زین**«مشارکت؟» پدرم کارد و چنگا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط