صبر کردم، نرسیدی
صبر کردم، نرسیدی
آهستهتر قدم برداشتم
اما تو سرت گرمِ سرخوشیهایت بود
و از من و جاده، جا ماندی
ایستادم، این بار من ایستادم
تا تو سراغم را از سنگفرشهای خسته بگیری
و از خودت بپرسی: کجای این راه جا ماند
او که من عاشقش بودم
تو هم صبر کن، کمی آهستهتر قدم بردار
من و تو کنار همان دری که کلیدش
در دستهای من است
سرانجام به هم خواهیم رسید
آهستهتر قدم برداشتم
اما تو سرت گرمِ سرخوشیهایت بود
و از من و جاده، جا ماندی
ایستادم، این بار من ایستادم
تا تو سراغم را از سنگفرشهای خسته بگیری
و از خودت بپرسی: کجای این راه جا ماند
او که من عاشقش بودم
تو هم صبر کن، کمی آهستهتر قدم بردار
من و تو کنار همان دری که کلیدش
در دستهای من است
سرانجام به هم خواهیم رسید
- ۲۷۳
- ۳۰ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط