صبر کردم، نرسیدی

صبر کردم، نرسیدی
آهسته‌تر قدم برداشتم
اما تو سرت گرمِ سرخوشی‌هایت بود
و از من و جاده، جا ماندی

ایستادم، این بار من ایستادم
تا تو سراغم را از سنگفرش‌های خسته بگیری
و از خودت بپرسی: کجای این راه جا ماند
او که من عاشقش بودم

تو هم صبر کن، کمی آهسته‌تر قدم بردار
من و تو کنار همان دری که کلیدش
در دست‌های من است
سرانجام به هم خواهیم رسید
دیدگاه ها (۵)

گفتم خدایا عاشقم کن . خدا خندیدو گفت:او که باشد مرا از یاد م...

اﯼ ﺟﺎﻥِ ﺟﺎﻥِ ﺟﺎنمﺗﻮ ﺟﺎﻥِ ﺟﺎﻥِ ﺟﺎنیﺑﯿﺮﻭﻥ ﺯِ ﺟﺎﻥِ ﺟﺎﻥ ﭼﯿﺴﺖ؟ﺁﻧﯽ...

عهد بستم نفسم باشیومن باشم و تو...ای که بی تو....نفسم تنگ و ...

telegram.me/Mmadoo

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 3️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ قرار ن...

🍷 Red Wineپارت ۲۳ — حقیقت نیمه‌کارهصدای موتور ماشین در جاده‌...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

ادامه پارت بعدی

#in_your_eyespart_77ویو کایلاچند ساعت از رفتن یونا گذشته بود...

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۳۷ویو کایاـ ماشین...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 144✦...................

پارت پنجاه‌وچهارم | ردپاجئون جونگ‌کوکجنگل کم‌کم ساکت شده بود...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط