پارت ۸
پارت ۸
*وقتی کارامون تموم شد خوابیدیم و فردا شد و جونگ کوک زودتر از من بیدار شد و رفته بود دوش بگیره و من دلدرد شدیدی داشتم *
*رفتم بیرون تا صبحونه درست کنم که نینا اومد *
☆سلامممم ا. ت
+سلام
☆ چیشده؟
+دلم درد میکنه
☆پریودی؟
+نه
☆پس چرا......
*تا نینا اومد حرفشو بزنه صدای زنگ در اومد رفتم در رو باز کردم و دختری جلوی در بود که کاملا صورتی پوشیده بود و گفت *
~تو کی هستی تو خونه ی عشقم
+عشقت؟
~بله جونگ کوک بیبیم 😏
+چی میگی؟ شما؟
~من بلید این رو بپرسم
+من اینجا مهمونم
~منم همسر آینده ی جونگ کوکم
+چی میگی جونگ کوک دوست پسر منه
*نینا تا این حررف رو شنید شیری که داشت میخورد رو تف کرد و گفت *
☆چی؟ 😳
*و جیمین یهو داد زد *
&هاااااا؟ 😳
+آمممـ...
~هه چی میگی خوانواده های ما میدونن ما قراره باهم ازدواج کنیم عزیزم
☆پس ا. ت برای همین دلت درد میکنه به فاکـ. ت داده؟
+ه.. هاااا چ... چی نـ.. ننه!
☆باشه منم باور کردم
~دروغ میگه جونگ کوک آرزو داره با من بخوابه فقط!!!
+چی؟
*جونگ کوک همونجوری که با حوله ای داشت موهایش را خشک میکرد از پله ها پایین اومد و گفت*
-جینا دوست نداری که به بقیه بگم چقدر آرزو داشتی یک شب زیرم باشی ولی من قبول نکردم !
*وقتی کارامون تموم شد خوابیدیم و فردا شد و جونگ کوک زودتر از من بیدار شد و رفته بود دوش بگیره و من دلدرد شدیدی داشتم *
*رفتم بیرون تا صبحونه درست کنم که نینا اومد *
☆سلامممم ا. ت
+سلام
☆ چیشده؟
+دلم درد میکنه
☆پریودی؟
+نه
☆پس چرا......
*تا نینا اومد حرفشو بزنه صدای زنگ در اومد رفتم در رو باز کردم و دختری جلوی در بود که کاملا صورتی پوشیده بود و گفت *
~تو کی هستی تو خونه ی عشقم
+عشقت؟
~بله جونگ کوک بیبیم 😏
+چی میگی؟ شما؟
~من بلید این رو بپرسم
+من اینجا مهمونم
~منم همسر آینده ی جونگ کوکم
+چی میگی جونگ کوک دوست پسر منه
*نینا تا این حررف رو شنید شیری که داشت میخورد رو تف کرد و گفت *
☆چی؟ 😳
*و جیمین یهو داد زد *
&هاااااا؟ 😳
+آمممـ...
~هه چی میگی خوانواده های ما میدونن ما قراره باهم ازدواج کنیم عزیزم
☆پس ا. ت برای همین دلت درد میکنه به فاکـ. ت داده؟
+ه.. هاااا چ... چی نـ.. ننه!
☆باشه منم باور کردم
~دروغ میگه جونگ کوک آرزو داره با من بخوابه فقط!!!
+چی؟
*جونگ کوک همونجوری که با حوله ای داشت موهایش را خشک میکرد از پله ها پایین اومد و گفت*
-جینا دوست نداری که به بقیه بگم چقدر آرزو داشتی یک شب زیرم باشی ولی من قبول نکردم !
- ۶۰۷
- ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط