#شیرینَکَم_تو_مال_منی

#شیرینَکَم_تو_مال_منی
پارت ۳۵

(ویو فردا صبح از زبان ات)
چشمامو باز کردم به ساعت دیواری نگاه کردم مدرسه ام دیرم میشد..
تندتند از تخت پایین آمدم و به سرویس رفتمو بعد کار های لازم به اتاق برگشتم..
فرم مدرسمو تنم کردم و تینت صورتی به لبم زدم موهامم بالا دم اسبی بستم و کیفمو آماده کردمو از اتاق بیرون رفتم..
به سمت میز رفتم و با مامان و بابا صبح بخیر گفتم و شروع به خوردن صبحونه کردم،بعد از خوردن صبحونه با بابا از خونه بیرون زدیمو با ماشین به سمت مدرسه راه افتادیم...
به مدرسه رسیدمو بعد خداحافظی با بابا از ماشین پیاده شدم و وارد مدرسه شدم..
از راهرو به کلاس مون رسیدم و سر جام نشستم..
کیفمو روی زمین گذاشتم..
هان کمی اونور تر بود که انگار بعد از اتفاق دیشب نمیتونست نزدیکم بشه.
+هان
سرش به سمتم برگردوند و گفت:
*بله ات
+خوبی
سری تکون داد و نگاهشو ازم گرفت
جونگ کوک بدجور ترسونده بودش منم بودم میترسیدم..
لونا و چندتا دختر دیگه هم بازم نشسته بودنا از یه مشت پسر حرف میزدن..
حواسمو پرت کردم تا باهاشون حرفی نزنم که لونا بهم گفت
! آهای تو اته دیشب روی تخت کی بودی ها؟خوش گذشت
و بعد هم با بقیه دخترا خندید اعصبانی شدم اونم بدجور به سمت رفتمو توی یه حرکت موهاشو گرفتم کشیدم...
+اینو تو باید بگی نه من
داد زدم و موهاشو بیشتر کشیدم که جیغ کشید و موهامو گرفت...
همینطوری موهای همو میکشیدیم و گریه میکردیم که مدیر وارد کلاس شد
@چخبر تونه ها؟این چه وضعیه دخترا زود خودتون رو جمع کنید و از هم معذرت خواهی کنید وگرنه با خانواده هاتون تماس میگیرم
موهامو ول کرد و منم موهاشو ول کردم و لباسمو درست کردم...
از کلاس خارج شدمو به دستشویی رفتم سرم درد میکرد بخاطر کشیده شدن موهام بود..
وارد کلاس شدمو تا پایان کلاس حرفی نزدم...


شرط: ۴۰۰ لایک❤۸۰ بازنشر
دیدگاه ها (۴۲)

«درک کردنِ انسان، تلاش برای نقش کردنِ اقیانوسی بر روی لایه‌ی...

#شیرینَکَم_تو_مال_منی پارت ۳۳(از زبان ات)بعد از اینکه از اون...

فیک ددی من P:10بلاخره رسیدم پارت 10ولی خیلی ...

"قلدری از جنس عشق"p¹سلام دوستام من الین هستم و خب قراره از م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط