چون نهالی سست می لرزد. روحم از سرمای تنهاییمیخزد در ظلمت قلبم. وحشت دنیای تنهاییدیگرم گرمی نمیبخشی. عشق ،ای خورشید یخ بستهسینه ام صحرای نومیدیست. خسته ام از عشق هم خسته. < فروغ فرخزاد >