p
p4
راوی ویو
_ سریعتر
بعد حرفش بلند شد و رفت به سمت بار
بخاطر پانسمان خیلی کلافه بود
برای همین درش اورد
بعد چند مین رسید همین کا وارد بار شد نگاه ها روش زوم شد
خوشبختانه امشب اون سه تا هر* زه نبودن
پس راحت به مبلی که رزرو کرده بود لم داد
همینطور بقیه رو نگاه میکرد که نگاهش رو یکی قفل شد
اون ا.ت بود
رفت سمتش و بغلش نشست
_ حالت خوبه
ا.ت تا کوک و دید بهت زده لهش خیره شد و لیوان از دستش افتاد
+ ا..اره
_ نوشیدنی ریخت رو لباست
+ عاعااا ولش کن مهم نیست
امم تو خوبی چیزیت نشد که
ببین من نمیخواستم اون سنگ بکوبم تو سرت ولی تو واقعا گستاخی
_ باشه پس برام جبران کن
+ چیکار کنم مثلا
_ یک ماه خدمتکار خونم شو
+ چی ؟
عاه باشه
_ خوبه پس از امشب بیا خونم
هی گارسون
گ.ر: بله
_ دوتا ودکا ۶۰ درصد بیار
گارسون تعظیم کوتاهی کرد و رفت
راوی ویو
_ سریعتر
بعد حرفش بلند شد و رفت به سمت بار
بخاطر پانسمان خیلی کلافه بود
برای همین درش اورد
بعد چند مین رسید همین کا وارد بار شد نگاه ها روش زوم شد
خوشبختانه امشب اون سه تا هر* زه نبودن
پس راحت به مبلی که رزرو کرده بود لم داد
همینطور بقیه رو نگاه میکرد که نگاهش رو یکی قفل شد
اون ا.ت بود
رفت سمتش و بغلش نشست
_ حالت خوبه
ا.ت تا کوک و دید بهت زده لهش خیره شد و لیوان از دستش افتاد
+ ا..اره
_ نوشیدنی ریخت رو لباست
+ عاعااا ولش کن مهم نیست
امم تو خوبی چیزیت نشد که
ببین من نمیخواستم اون سنگ بکوبم تو سرت ولی تو واقعا گستاخی
_ باشه پس برام جبران کن
+ چیکار کنم مثلا
_ یک ماه خدمتکار خونم شو
+ چی ؟
عاه باشه
_ خوبه پس از امشب بیا خونم
هی گارسون
گ.ر: بله
_ دوتا ودکا ۶۰ درصد بیار
گارسون تعظیم کوتاهی کرد و رفت
- ۳.۳k
- ۲۵ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط