دستانم شاید...

دستانم شاید...
اما دلم نمی رود به نوشتن...
این کلمات به هم دوخته کجا...
احساسات من کجا...
این بار نخوانده مرا بفهم......
دیدگاه ها (۳۴)

دلم می‌خواهد دست بکوبم بر روی قفسه‌ی سینه‌ام تا بتوانم نفسی ...

مرا برگردان...به روزهایی که هنوز دلماز رفتن نمی‌ترسید؛به آغو...

مرا برگردان...به روزهایی که هنوز دلماز رفتن نمی‌ترسید؛به آغو...

سلام امام رضا جانم

حوصله خواندن ندارمحوصله نوشتن هم ندارماین همه دلتنگی دیگر نه...

☘ سلام امام زمانم☀️ آقای خوبم...تمام کارهای روزانه‌ام را به ...

«تولدت مبارک عزیزترینم. دلم می‌خواست امروز به جای نوشتن این ...

زیبااا زیبایی!!! به دیدن دلم نمی آیی.!؟ من و شب و فراق وتنها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط