☆_هزار یک شب_☆

☆_هزار یک شب_☆

   ♡پارت:٣

میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم که میا زودتر از من جواب داد

میا:شما اقایون جذاب برادرید(حالت مستی)

نامجون:نه ما برادر نیستیم ولی شما میتونید فکر کنید برادریم چون باهم بزرگ شدیم

ا/ت:خو الان چیکار کنیم ما

جیمین:تو مثل رفیقت ادم نیستی

جین:باید ادمت کنیم

ا/ت:میا رو اینجوری نبین اون الان مسته

پا شدم میا رو برداشتم بردم تو ماشین رفتیم خونه

میا رو گزاشتم رو تختش روش ملافه انداختم رفتم لباس هامو عوض کردم ارایشم 

پاک کردم رفتم خوابیدم

ویو فردا

پا شدم رفتم دسشویی کارای لازم رو انجام دادم و لباس پوشیدم وسایلم رو

برداشتم رفتم سمت ماشین امروزز باید میرفتم خونه خودم خیلییی خوشحالم

ویو تو ماشین

ا/ت:میا من خونه تنهام بیا پیشم دیگه

میا:کو ببینم چی میشه

                                                   پایان
قسمت ٣

حمایت به ما نمیرسه جوجه🐥🥺☆_هزار یک شب_☆

   ♡پارت:4

بعد چند دقیقه تو راه موندن بلخره رسیدیم

خیلی بزرگ بود درو باز کردیم رفتیم داخل یک چیزه تعجببب اوررر

توجه من جلب کرد

اونجا چهارتا ماشین دیگه هم بود

پورشه

لامبورگینی

فراری

بوگاتی

بود منو میا دهنمون باز مونده بود خیلیییی باز مونده بود

میا:ا/ت تو کسی رو دعوت کردی

ا/ت:نه من اصلا کسی رو زیاد نمشناسم که دعوت کنم

میا:شاید دزده

رفتیم داخل با چیزی که دیدیم خشکمون زد

همون هفتا پسری که تو بار دیشب بودن

درو که باز کردیم 14 چشم به سمتمون برگشت

ا/ت:شما ها تو خونه من چیکار میکنید حرو.مزاده ها

یونگی: او چه بی ادب بجای سلام کردن فوش میدی ترو باید ادب کرد

                                           پایان
پارت 4

   حمایت نمیکنی جوجه🥺🐥
دیدگاه ها (۰)

(دلداده) رسیدم به خونه یونا از ماشین پیاده شدم و رفتم در زدم...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط