{Knife Dead}

{Knife Dead}
Part10

بیونگ سو: اگه ... زنده بمونم
ات متوجه خفه کردن بیونگ سو شد و زود تو را رها کرد رو صندلی خودش نشست و گفت... ات: خب نمی‌خواهم بدونم که چجوری درست میکنی برام مهم هم نیست چون تو آماده اش میکنی بگذریم چی بپوشم ها چی پام کنم آرایش اوففففف
بیونگ سو : اوففف زشتی اگه آرایش بزنی دیگه هیچ کس باهات حرفم نمیزنه
پسرک شروع به خندیدن کرد و دختر خالش با عصبانیت بلند شد و با دستش زد به سره بیونگ سو ... پسرک با اخم گفت..... بیونگ سو : هی‌ هی
ات: زهر مار تو پفیوز به کی میگی زشت ها
بیونگ سو: پیششش دردم اومد
ات: خب بقیش رو بزاریم برای فردا ..
از رو صندلی بلند شد و راهی در ولی با ... یاد چیزی کلافه سمته پسر خالش چرخید .....
ات: بیو من اخراج شدم حالا چیکار کنم ...
بیونگ سو رو صندلی اش چرخید و با صورت ناراحت دختر خالش مواجه شد با ناراحتی گفت.... بیونگ سو : اونی لطفا نگران نباش دوباره کار پیدا میکنی
ات: میشه فردا صبح هرچی تبلیغ هستش جم کنی
بیونگ سو : حتما برو بخواب
دخترک سری تکون داد از اتاق پسر خالش خارج شد و سوار اتاق خودش شد .... به سمته تختش رفت و کلافه خودش را انداخت رو تخت کوچیک و فلزی اش ..
با کلی ذهن پر از ناپولی باید کار پیدا می‌کرد سه هفته زندگی اش الکی هدر‌ رفت بودن هیچ حقوقی درمان سوهی هم در کنارش سری از استرس به تخت کوبید نگاهی یاد عکسی که دید افتاد ...
اسلاید دو
خنده ای کرد و بعد از برداشتن گوشی از جیب تنگ شلوار جین اش سمته مادر فضایی مجازی رفت یعنی توئیتر بلخره بعد از کلی انتظار حساب اش را پیدا کرد لبخند پیروز مندانه ای زد و مشغول گشتنش شد همش عکس های جذابی از خودش میگذاشتن تا اینکه سمته کامنت های عجیب رفت ....
( اسلاید ها را به ترتیب نگاه کنید متوجه میشید )
دیدگاه ها (۵)

{Knife Dead}Part11 با صدا زنگ گوشی اش بیدار شد کلافه اوفی کش...

{Knife Dead}Part9دخترک چشم دوخته به صحفح کامپوتر عکس زیبایی ...

{Knife Dead}Part8با گذاشتن مداد تو لای گوش و موهایش چهره خوش...

#Strawberrywhiskey #IU PART:15جیمین: اشن اشن دیده تنار تو نی...

برادر ناتنی فصل دومpart 8ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط