شعر عيدانه

شعر عيدانه

.عجب رسمیه رسم زمونه
خونه‌مون عیدا پر مهمونه
می‌رن مهمونا از اونا فقط
آشغال میوه به جا می‌مونه!
کجاست اون کیوی؟ چی شد نارنگی؟
کجا رفت اون موز؟ خدا می‌دونه!
جعبه خالی شیرینی هنوز
گوشه‌ی طاقچه پیش گلدونه
عطرش پیچیده تا آشپزخونه
شیرینیش کجاست؟ خدا می‌دونه
می‌رن مهمونا از اونا فقط
جعبه‌ی خالی به جا می‌مونه‌!
از بس خونه رو به هم می‌ریزن
آدم مثل خر تو گل می‌مونه
یکی نیست بگه خدا وکیلی
جای پوست پسته توی قندونه؟!
قند نصفه‌ی عموجون هنوز
خیس و لهیده ته فنجونه
حالا خداییش قندش مهم نیست
کنار اون قند، نصف دندونه!
می‌رن مهمونا از اونا فقط
نصفه‌ی دندون به جا می‌مونه!
پسته‌ی خندون، بادوم شیرین
فندق در باز، مال مهمونه
پرسید زیر لب یکی با حسرت:
که از این آجیل به غیر از تخمه،
واسه ما بعدها چی چی میمونه؟
دیدگاه ها (۱)

ی روز ی اقایی رو دیدم ک هی تف میکرد و دری وری میگفت بهش گفتم...

عشق باباش علی آقاش

دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟مهمان با مهربا...

يک امشب را مي خواهم ازت متنفر باشم حداقل به پاس چند...

#عاشقانه_های_من#موزیک #ترانه #آهنگ#ویدیو_موزیک #موزیک_ویدیو#...

اهم سلام من اومدم خونه😃《عشق اشتباه》پارت ۳ ــــــــــــــــــ...

my shy boy

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط