~°چقدرگریه کردم شبا بی صدا چشایی که عادت به گریه نداشت...

~°چقدرگریه کردم شبا بی صدا چشایی که عادت به گریه نداشت...
منو و تنهایی و این دردی که یه شب منو بی توراحت نذاشت ...
دارم مرگمو زندگی می کنم کجای دنیایی به دادم برس...
از اینکه با فکر کی آروم میشی همه وجود من شده استرس..."
دیدگاه ها (۴)

سناریو جونگکوک

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "62"☆ویو هانا☆آن شب...فکر می‌کردم کارهام زود تموم ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p29تا چشم کار می‌کرد، جنگل‌های تیره دیده ...

دریاچه قو پارت۳۷-ات-رفتیم تا ادامه مراسم رو داخل قصر از سر ب...

مهمونی خطرناک پارت= 19از ماشینش پیاده شد و به سمت خونه راه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط