من شاعر شیدایی ام شیدا تر از ...

من شاعرِ شیدایی ام شیدا تر از اینم مکن
همواره می گویم غزل سوداتر از اینم مکن
با عشق ودل همسو شدم جانانه تر در کوی تو
با سوزِ دل گشتم رها تنها تر از اینم مکن
من جنگ دارم با خودم شوری فتاده در دلم
در عشقِ تو رسوا شدم رسواتر از اینم مکن
با چشم ولب گویا شدم با جان و دل گویای تو
ای جانِ من ای جانِ من غوغاتر از اینم مکن
آرامِ جان من تویی ورد زبان من تویی
فرهاد تیشه گر منم رویاتر از اینم مکن
مهری به دل شوری به سرجامی به لب باعشق تو
من یک شبی یلدایی ام یلداتر از اینم مکن
بر خوان دل بنشسته ای مختارمن ای ماه من
زانو زنم در پیش پا دریـاتر از اینم مکن
هر لحظه من دارم دعا جان کریمـی" در وفا
می نالد از عشق و صفا شیدا اتر از اینم مکن
دیدگاه ها (۵)

عطرِ نفَس ، شمیم ِ مو ، حالتِ حاد را ببینعاملِ اغتشاشِ شهر !...

خداحافظ نگو وقتی هنوز درگیر چشماتمخداحافظ نگو وقتی تو هرجا ب...

‍ ‍ بسته ام بار غم و می کوچم از شهر شماخسته ام از این همه تن...

تو دلنوازتر از گلشنی ،گناه قشنگم!هوای تازه‌ی عشق منی ،گناه ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط