پارت ۲
پارت ۲
ویو ا.ت
با صدای آزار دهنده ی زنگ ساعت گوشیم ، دستم رو سمتش بردم و خاموشش کردم
دوباره چشمام رو روی هم گذاشتم
چند دقیقه گذشته بود و داشت خوابم میبرد که گوشیم دوباره زنگ خورد
ولی اینبار صدای زنگ ساعت نبود
صدای زنگ تماس بود
چشمام رو باز کردم و گوشی رو برداشتم
نگاهی به اسم روی گوشی انداختم ( ♥️Namjoon )
تماس رو برقرار کردم
ا.ت : بله نامجون ؟
نامجون : هنوز خوابی ؟
ا.ت : تازه بیدار شدم
نامجون : خب پس پاشو تکالیفت رو انجام بده
ا.ت : باشه ، کی میای ؟
نامجون : عزیزم گفتم که امشب میام ، تو درسات رو خوندی بخواب ، منتظر من نباش چون ممکنه دیر بیام
ا.ت : باشه ، خداحافظ
نامجون : خداحافظ عزیزم ، مراقب خودت باش
گوشی رو قطع کردم
چند ثانیه چشمام رو روی هم گذاشتم ، هنوز چشمام توی خواب بود
ا.ت : خیلی خب بهتره برم سراغ کارام
پتو رو کنار زدم و رفتم سرویس بهداشتی
آبی به صورتم زدم و خودم رو داخل آینه نگاه کردم
خستگی از چهرم معلوم بود
اومدم بیرون
ضعف کرده بودم ، عجیب بود من نهار زیاد خورده بودم !
بیخیال گرسنگی شدم و رفتم سمت میزم
سرم عجیب درد میکرد
کیفم رو باز کردم و اول تصمیم گرفتم که هندسه بخونم بعدش فیزیک
دفترم رو باز کردم و شروع کردم به حل کردن تمرین های هندسه
ولی اصلا تمرکز نداشتم ، سرم درد میکرد و بیش از اندازه خستم بود
چند تا سوال که حل کردم ضعف بدنم بیشتر شد
حس میکردم سرم داره گیج میره
حالم خیلی بد بود و خودم متوجه این موضوع نمیشدم و بازم به کارم ادامه میدادم
چند دقیقه بعد از خستگی زیاد سرم رو روی میز گذاشتم و با حس سردرد و خستگی زیادی چشمام بسته شد
ویو چند ساعت بعد
با تکون دادنم توسط کسی چشمام رو باز کردم
سرم رو بالا آوردم که با نامجون مواجه شدم
ویو نامجون
با خستگی زیاد در خونه رو باز کردم
خونه داخل سکوت بود
ا.ت رو صدا زدم ولی جوابی نگرفتم
به سمت اتاق خوابمون رفتم
درو باز کردم و وارد شدم
نامجون : ا.ت ؟
با دیدنش که سرش رو روی میز گذاشته و خوابش برده ، ناخداگاه لبخندی زدم
نامجون : چرا اینجا خوابت برده کوچولو
نفس عمیقی کشیدم و سمتش رفتم
آروم تکونش دادم
چند ثانیه بعد آروم چشمای به رنگ شبش رو باز کرد
ا.ت : هوم ؟
نامجون : پرنسس چرا اینجا خوابیدی ؟
ا.ت : کی اومدی ؟
نامجون : الان رسیدم
ادامه دارد .......
گفتم شاید با فیک نوشتن حالم کمی بهتر بشه 🫠🥲
چون حالم خوب نبود خیلی خوب نشد ....
توی راه نوشتم .
ویو ا.ت
با صدای آزار دهنده ی زنگ ساعت گوشیم ، دستم رو سمتش بردم و خاموشش کردم
دوباره چشمام رو روی هم گذاشتم
چند دقیقه گذشته بود و داشت خوابم میبرد که گوشیم دوباره زنگ خورد
ولی اینبار صدای زنگ ساعت نبود
صدای زنگ تماس بود
چشمام رو باز کردم و گوشی رو برداشتم
نگاهی به اسم روی گوشی انداختم ( ♥️Namjoon )
تماس رو برقرار کردم
ا.ت : بله نامجون ؟
نامجون : هنوز خوابی ؟
ا.ت : تازه بیدار شدم
نامجون : خب پس پاشو تکالیفت رو انجام بده
ا.ت : باشه ، کی میای ؟
نامجون : عزیزم گفتم که امشب میام ، تو درسات رو خوندی بخواب ، منتظر من نباش چون ممکنه دیر بیام
ا.ت : باشه ، خداحافظ
نامجون : خداحافظ عزیزم ، مراقب خودت باش
گوشی رو قطع کردم
چند ثانیه چشمام رو روی هم گذاشتم ، هنوز چشمام توی خواب بود
ا.ت : خیلی خب بهتره برم سراغ کارام
پتو رو کنار زدم و رفتم سرویس بهداشتی
آبی به صورتم زدم و خودم رو داخل آینه نگاه کردم
خستگی از چهرم معلوم بود
اومدم بیرون
ضعف کرده بودم ، عجیب بود من نهار زیاد خورده بودم !
بیخیال گرسنگی شدم و رفتم سمت میزم
سرم عجیب درد میکرد
کیفم رو باز کردم و اول تصمیم گرفتم که هندسه بخونم بعدش فیزیک
دفترم رو باز کردم و شروع کردم به حل کردن تمرین های هندسه
ولی اصلا تمرکز نداشتم ، سرم درد میکرد و بیش از اندازه خستم بود
چند تا سوال که حل کردم ضعف بدنم بیشتر شد
حس میکردم سرم داره گیج میره
حالم خیلی بد بود و خودم متوجه این موضوع نمیشدم و بازم به کارم ادامه میدادم
چند دقیقه بعد از خستگی زیاد سرم رو روی میز گذاشتم و با حس سردرد و خستگی زیادی چشمام بسته شد
ویو چند ساعت بعد
با تکون دادنم توسط کسی چشمام رو باز کردم
سرم رو بالا آوردم که با نامجون مواجه شدم
ویو نامجون
با خستگی زیاد در خونه رو باز کردم
خونه داخل سکوت بود
ا.ت رو صدا زدم ولی جوابی نگرفتم
به سمت اتاق خوابمون رفتم
درو باز کردم و وارد شدم
نامجون : ا.ت ؟
با دیدنش که سرش رو روی میز گذاشته و خوابش برده ، ناخداگاه لبخندی زدم
نامجون : چرا اینجا خوابت برده کوچولو
نفس عمیقی کشیدم و سمتش رفتم
آروم تکونش دادم
چند ثانیه بعد آروم چشمای به رنگ شبش رو باز کرد
ا.ت : هوم ؟
نامجون : پرنسس چرا اینجا خوابیدی ؟
ا.ت : کی اومدی ؟
نامجون : الان رسیدم
ادامه دارد .......
گفتم شاید با فیک نوشتن حالم کمی بهتر بشه 🫠🥲
چون حالم خوب نبود خیلی خوب نشد ....
توی راه نوشتم .
- ۳.۸k
- ۱۳ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط