「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」

#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦
مُـجــٰازاتـگـر
𝗣𝗔𝗥𝗧 : 80
✦.................................

اتاق فرماندهی دوباره به حالت رسمی‌اش برگشته بود، اما حال‌وهوای داخلش هنوز سنگین و کمی به‌هم‌ریخته باقی مانده بود.

تهیونگ کنار میز ایستاده بود، کت تیره‌اش را روی صندلی انداخته و دستش را در جیبش فرو برده بود. نگاهش این بار روی هیچ نقطه‌ای ثابت نبود، انگار ذهنش همزمان چند جا درگیر بود.

جیمین برخلاف قبل، دیگر بحث را ادامه نداد. چند ثانیه به تهیونگ نگاه کرد و بعد خیلی ساده شانه بالا انداخت.

جیمین: هر چی بود، فعلاً ولش کن. تمرکز کن رو کار

تهیونگ چیزی نگفت، فقط نگاه کوتاهی به او انداخت.

همان لحظه در اتاق باز شد.
ویلیام وارد شد، اما این بار خبری از شوخی و کنایه‌های قبل نبود. مستقیم و جدی جلو آمد، یک پوشه در دستش بود.

ویلیام: گزارش جدید رسیده.

پوشه را روی میز گذاشت و نگاهش را بین آن‌ها چرخاند.

ویلیام: جونگ‌کوک.

اسم که آمد، فضا کاملاً عوض شد. حتی جیمین هم جدی‌تر شد.

ویلیام ادامه داد:

ویلیام: فرار از بازداشتگاه شمالی تأیید شده. ردش تازه‌ست، هنوز کامل از کشور خارج نشده.

تهیونگ نگاهش را روی پوشه انداخت.

_ زمان؟

ویلیام: کمتر از چهل و هشت ساعت. یا مخفی شده یا داره از مسیرهای غیررسمی حرکت می‌کنه.

جیمین دستش را روی میز گذاشت.

جیمین: یعنی احتمالاً دوباره با شبکه قدیمیش تماس گرفته.

ویلیام سر تکان داد.

ویلیام: دقیقاً.

چند ثانیه سکوت شد.

تهیونگ آرام پوشه را باز کرد. چند عکس و گزارش داخلش بود. نگاهش سریع اما دقیق از روی اطلاعات رد شد.

_ مسیرها رو بستن؟

ویلیام: داریم می‌بندیم

جیمین زیر لب گفت:

جیمین: انگار دوباره بازی شروع شد.

ویلیام نگاهش را از گزارش برداشت و به تهیونگ نگاه کرد.

ویلیام: این بار فرق داره.

تهیونگ نگاهش را بالا آورد.

ویلیام ادامه داد:

ویلیام: این بار ممکنه مستقیم برسه به شهر.

سکوت سنگین‌تر شد. تهیونگ پوشه را بست.

_ تیم‌ها آماده باشن. هیچ تأخیری قبول نیست.

صدایش دوباره همان لحن فرماندهی را گرفته بود؛ سرد، محکم، بدون تردید.

جیمین سری تکان داد.

جیمین: فهمیدم.

ویلیام هم کوتاه جواب داد:

ویلیام: انجام میشه.

---

صدای زنگ در برای چندمین بار تکرار شد.

لینا همین‌طور که موهایش را پشت گوش می‌زد، با تعجب به در خیره ماند

قدم‌هایش را تند کرد و به سمت در رفت

_ آیلین؟

جوابی نیامد فقط یک مکث، بعد دوباره زنگ نفسش را حبس کرد، در را باز کرد

جونگکوک جلوی در ایستاده بود؛ لباسی خاکی و تقریبا پاره. نگاهی به او کرد و چند لحظه همان‌جا ایستاد، انگار مطمئن نبود از کجا باید شروع کند.
بعد خیلی ساده قدم جلو آمد و لینا را در آغوش گرفت.

لینا چند ثانیه خشکش زد، بعد دست‌هایش آرام دورش حلقه شد، انگار نفسش تازه برگشته باشد.

جونگکوک آرام گفت:

جونگکوک: دلم برات تنگ شده بود..

لینا بلافاصله جواب داد

لینا: منم

چند ثانیه فقط همدیگر را نگه داشتند، بعد لینا کمی خودش را عقب کشید و به صورتش نگاه کرد.

لینا: چی شده بود چرا چند روز خبری ازت نبود

جونگکوک نفسش را بیرون داد و نگاهش را کوتاه از او گرفت

جونگکوک: زندان بودم.. فرار کردم

لینا چشم‌هایش درشت شد

لینا: زندان؟!

جونگکوک خیلی کوتاه سر تکان داد

جونگکوک: فقط یه مأموریت خراب شد... تهیونگ واردش شد

اسم که آمد، نگاه لینا جدی‌تر شد

لینا: تهیونگ؟

جونگکوک شانه‌اش را به دیوار کنار در تکیه داد

جونگکوک: آره کار اون بود

لینا اخم کرد

لینا: یعنی چی کار اون بود تو که گفتی فرار کردی

جونگکوک مکث کرد، بعد آرام‌تر ادامه داد

جونگکوک: من از اون فرار نکردم... از موقعیتی که اون کنترلش می‌کرد فرار کردم

لینا چند لحظه ساکت ماند، بعد با صدای پایین‌تر گفت

لینا: پس الان چی میشه

جونگکوک نگاهش را به او داد

جونگکوک: هیچی ساده نیست لینا... مخصوصاً وقتی تهیونگ فهمیده

لینا لبش را گاز گرفت، عصبی و نگران

لینا: من ازش نمیترسم

جونگکوک خیلی آرام جواب داد

جونگکوک: منم نمی‌ترسم... ولی میدونم وقتی پای تو وسط باشه، ول نمیکنه

لینا نفسش را بیرون داد و یک قدم نزدیک‌تر آمد

لینا: پس یعنی باید همین‌طوری دور بمونیم

جونگکوک نگاهش را برای لحظه‌ای نرم کرد

جونگکوک: نه... ولی باید حواسمون باشه

---

گوشی جونگ‌کوک هنوز تو دستش بود که برای چند ثانیه سکوت کرد بعد خیلی آهسته نفسش را بیرون داد.

جونگکوک: فهمیدم.

نگاهش سریع رفت سمت لینا.

همون لحظه‌ای که لینا هنوز منتظر توضیح بود، حس کرد فضا عوض شده.

لینا: چی شده؟

جونگ‌کوک گوشی را پایین آورد.

جونگکوک: ما رو پیدا کردن

چشم‌های لینا برای یک لحظه درشت شد

لینا: چی؟ کی؟

جونگ‌کوک سریع دور و برش را نگاه کرد، بعد یک قدم جلو آمد.

جونگکوک: برو داخل خونه. همین الان
دیدگاه ها (۴)

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 81✦.....

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 79✦.....

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 78✦.....

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : ۵۰✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط