.

.
تمام کوچه ها
تمام سنگ فرش ها
تمام ولیعصر را
دنبالت گشتم!
هزار بار دیدمت
هزار بار نفسم بند آمد
هزار بار برگشتم و
پشت سرم را نگاه کردم ،
نکند مثل قدیم
از پشت بیایے
و چشمانم را بگیرے!
نبودے
نیستے
این روزها
همه فقط شبیه هم شده اند....
دیدگاه ها (۳)

همین امروز تصمیم گرفتم دیگر به عشق فکر نکنم ...و از همین امر...

بوے درد میدهد شهرمبوے پارگے حنجرهابوے کشتن به وقت رو بوسےبوے...

بعضے ها شنبه آدمند ... پر از قرارهاے تازه، پر از شروع هاے دو...

حس سر در گمِ کودکے مفقود بین فکر و دل میرود و مےآید چشمانم ب...

مهمونی پارت ۲۹

🖤دختر کوچولوی من🖤My little girl~<🖤part 4۴ویو ا. تبا گریه روی...

جادویی عشق part 16 اینکه چشمات باز بشن و یا باز نشن تقدیره ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط