دیــــــالوگ ماندگــار مختـــــار نامه؛
دیــــــالوگ ماندگــار مختـــــار نامه؛
تو چرا از قافله عشق جا ماندے ڪیان!!!؟؟
راه را گم ڪرده بودم ابواسحاق
.
راه بلدے چون تو ڪه راه را گم ڪند
راه نابلدان را چه گناه!!!
.
راه را بسته بودند از بیراهه رفتم
هر چه تاختم مقصد را نیافتم
وقتی به نینوا رسیدم
خورشید را بر نیزه دیدم
.
مختار؛ شرط عشق جنون است ڪیان
ما ڪه ماندیم مجنون نبودیم....
تو چرا از قافله عشق جا ماندے ڪیان!!!؟؟
راه را گم ڪرده بودم ابواسحاق
.
راه بلدے چون تو ڪه راه را گم ڪند
راه نابلدان را چه گناه!!!
.
راه را بسته بودند از بیراهه رفتم
هر چه تاختم مقصد را نیافتم
وقتی به نینوا رسیدم
خورشید را بر نیزه دیدم
.
مختار؛ شرط عشق جنون است ڪیان
ما ڪه ماندیم مجنون نبودیم....
- ۱.۷k
- ۱۳ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط