𝕭𝖑𝖆𝖈𝖐 𝖉𝖆𝖞..

𝕭𝖑𝖆𝖈𝖐 𝖉𝖆𝖞..
𝕡𝕒𝕣𝕥..16

ا/ت
صبح زود پاشدم ددی خواب بود
رفتم پایین صبحونه حاضر کردم
منتظر ددی موندم

کوک

از خپاب پاسدم
دیدم ات میست
اومدم پایین
اتتتتتت
"بله ارب..ددی
بیایید صبحونه
*کجایی تو
عه
نشستم صبحونه خوردم
رفتم بالا کتو شلوارمو پوشیدمو رفتم
" ددی کجا
*لازم نمیبینم بگم
رفتم
کیمممممم
ماشینو حاضر کن
"
افسردگی گرفتم قشنگ
•چشم ارباب
"رفتم زنگ زدم و با سوهو طولانی صحبت کردم
(سوهو دوستشه که پسره)
*رفتم و برای ات یکم خرید لازم ی بیبی گرل کردم
میدونستم من تو اون مهیتا نباید باشم ولی خوب حالا
خریدم
و برگشتم امارت
کیم وسایلو بزار تو اتاق کارم

ا/ت

با شنیدن صدای ددی سری قطع کردم
سوهو داشت پشت سر هم پیم میداد
*بیبی گرللللل
رفتم تو اتاقش
" عع
دد..ی سل..ام
*چرا استرس گرفتی
چیکار داشتی میکردی
"هیچکار ددی
*معلوم میشه
گوشیشو برداشتم
" نه ددی
گوشیو از دستش کشیدم
*هوووی
بده من
"نهههه
*انداختمش رو تخت گوشیو گرفتم
نگا کردم
*سوهو کیه
" دوستمه ددی بخدا دوستمهههه
*معلوم میش
ز بزن بهش
"چییی
*شنیدییییی
بدووو
"زنگ زدم
علامت سوهو (✓)
✓چیشد یهو قطع کردی
" هیچی
تو بهترین دوستمی
✓تو عم دوست خوبی ای
"باش من دیگ برم
قطع کردم
" دیدی ددیییی
*گفتم هر نوع ارتباطی با پسر ممنوعههههه
"اووون
بهترین دوستمهههه
*دیگ نیستـ
" نشستم رو زمین گریه کردم
ددی
ددی به خدا
قول میدم کتری نکنم
دو تا دوست معمولی
لطفااا










ببخشید امروز خیلی سرم شلوغه
فردا بیشتر میزارم..
دیدگاه ها (۳)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part79سعید:ایی بابا اره دیگه نه پسباورم نمیشد...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

#برادر ناتنی من

{مافیایی برای من}پارت:۱ویو صبح :ویو تهیونگ:اه با آلارم کوفتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط