دیر آمدی ای نگار سرمست

دیر آمدی ای نگار سرمست
زودت ندهیم دامن از دست
بر آتش عشقت آب تدبیر
چندان که زدیم بازننشست
از روی تو سر نمی‌توان تافت
وز روی تو در نمی‌توان بست
از پیش تو راه رفتنم نیست
چون ماهی اوفتاده در شست
سودای لب شکردهانان
بس توبه صالحان که بشکست
ای سرو بلند بوستانی
در پیش درخت قامتت پست
بیچاره کسی که از تو ببرید
آسوده تنی که با تو پیوست
چشمت به کرشمه خون من ریخت
وز قتل خطا چه غم خورد مست
سعدی ز کمند خوبرویان
تا جان داری نمی‌توان جست
ور سر ننهی در آستانش
دیگر چه کنی دری دگر هست؟

سعدی
دیدگاه ها (۲)

دیر آمدی‌ای نگار سرمستزودت ندهیم دامن از دستبر آتش عشقت آب ت...

#سعدی دیر آمدی ای نگار سرمست زودت ندهیم دامن از دست بر آتش ع...

دیر آمدی ای نگار سرمست زودت ندهیم دامن از دست بر آتش عشقت آب...

ما را همه شب نمی‌برد خوابای خفته روزگار دریابدر بادیه تشنگان...

اگه یک طو بگی و هیچ جوابی نشنیدی کمی فکر کن

ما را همه شب نمی‌برد خوابای خفته روزگار دریابدر بادیه تشنگان...

فال روزانه متولدین فروردین:به همان مقدار تفریحی که امروز دار...

این دیگه آخریشهcraigouc......Molana:ای خوشا روزا که ما معشوق...

فال روزانه متولدین فروردین:امروز پنجمین خانه و دوازدهمین خان...

فال امروز دوشنبه 1 دی 93 دوشنبه 22 دسامبر 2014فال حافظفال رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط