برای دل خودم می نویسم ...

برای دل خودم می نویسم ...
برای دلتنگ
برای دغدغه های خود
برای شانه ای که تکیه گاهم نیست
برای دلی که دلتنگم نیست ...
برای دستی که نوازشگر زخم هایم نیست ...

برای خــــودم می نویسم

بمیــــرم برای خــــودم که اینقدر تنهاااااست !.!.!.!
دیدگاه ها (۲)

ای پروانه زیبازیبایی خود را از چه داری؟چقدر خوشحالیحق توستای...

وقتی خسته می شم پناه نمی برم.من پناه خودمم خیره ی نگاه چشمای...

بــزرگ شده ام...دیگر آنقدر کــوچک نیستـم که در دلتنگی هایم گ...

تویی که الان تازه یاد جنوب افتادی!اون زمان که مدرسه میناب رو...

-چرا می‌نویسم ؟شاید برای آنکه واژه‌ها تنها پناهگاهم شده‌اند ...

وقتی بعد از چهار ماه جنگیدن ، دوندگی و خون دل خوردن از بی رح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط